تقريبا همه ما اين را ميدانيم که کليد کاهش وزن و تناسب اندام، کمتر خوردن و بيشتر ورزش کردن است. اما چند نفر از ما براي جلوگيري از چاقي و اضافه وزن به آن عمل ميکنيم؟
به نظر ميرسد براي کاهش وزن و تناسب اندام رعايت همين دو نکته کافي باشد، اما بعضي وقتها پيش ميآيد که نميتوانيم از خوردن بعضي چيزها بگذريم يا شرايطي پيش نمي آيد که ورزش کنيم. حال با اين اوصاف، چگونه ميتوانيم با موفقيت به وزن ايده آلمان برسيم؟
براي رسيدن به وزن ايده آل به توصيه هايي كه در ادامه مطلب آمده عمل كنيد:
موضوع ازدواج جوانان از جمله مسايلي است كه در سالهاي اخير ذهن بسياري از خانوادهها را به خود مشغول كرده است و از دغدغههاي اصلي آنان به شمار ميآيد.
مشكلات موجود بر سر راه تشكيل خانواده اعم از مشكلات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، عدم ثبات زندگي مشترك، تنگناهاي پس از ازدواج و بسياري مسايل ديگر موجب كنارهگيري جوانان از ازدواج و بالا رفتن تدريجي سن ازدواج شده است. افزايش سن ازدواج در خانوادههاي ايراني با توجه به اعتقادات خانوادهها به مسايل شرعي نگرانيهايي را ايجاد كرده است كه ميتواند در آينده خطرساز باشد. همين مساله باعث شده است كه مسوولان و دستاندركاران به فكر بيفتند و راهكارهايي براي كاهش عوارض بالا رفتن سن ازدواج مطرح كنند.

1- عشق امیدوارانه یا عشقی که براساس خوش بینی زیاد بوجود آمده است: زمانیکه عاشق می شویم ،تصور می کنیم که آن فرد زندگی مان را متحول خواهد کرد ، ممکن است آن فرد به ما کمک کند تا ناراحتی و غصه های خود را فراموش کنیم و به ما آرامش هديه کند ،اما بیشتر این نوع عشق ها در ظاهر آرام و منطقی به نظر می رسند.
2- عشق نجات دهنده : در این قسمت ما به خاطر این عاشق فردی می شویم که ما را از تنهایی نجات می دهد. به این نوع عشق ،عشق ناجی گفته می شود ؛ در این مرحله نیز مانند قسمت قبل فرد سعی می کند حقایق را نادیده گرفته و به خود امید واهی بدهد.
3- عشق به خاطر از خود متنفر بودن : در این مرحله ما به خاطر این عاشق می شویم که شخص مورد علاقه ما با مابدرفتاری می کند چرا که ما هم اعتقاد داریم که شایسته آن بدرفتاری ها هستیم. نمونه این آدم ها ، افراد بدزبان ، پرخاشگر و یا کسانی هستند که از طرف مقابل شان سوء استفاده جنسی می کنند. این دقیقا با عشق واقعی در تضاد است.
4- عشق خریدنی : در این قسمت ما برای این عاشق شخصی می شویم که فکر می کنیم این عشق باعث می شود زندگی ما دارای مفهوم و ارزش بیشتری شود . این عشق تقریبا مشابه عشق امیدوارانه است ، اما ممکن است این نوع عشق شدیدتر باشد ، شاید به خاطر این باشد که دیگر تحول و دگرگونی که در زندگی ما بوجود می آیدفقط ظاهری نیست.
5- عشق کاربردی : ما در این مرحله زمانی عاشق می شویم که متوجه می شویم علایق و آرزوها و هدف های فردی مشابه هدف های ماست. فکر می کنیم ممکن است این فرد به ما کمک کند تا سریع تر به هدف های مشترک مان برسیم.
6- عشق متضاد: این قسمت ما به خاطر این که فرد مورد نظر ما شخصیت مرموز و غیر قابل فهمی دارد عاشقش می شویم. او کارهای عجیبی انجام می دهد که ما را سرگرم می کند و برای ما جالب است. این فرد شخصیتی دارد که دقیقا متضاد با شخصیت خود ماست و ما به همین دلیل عاشقش می شویم. این عشق در نقطه مقابل عشق حقیقی قرار دارد.
7- عشق حقیقی: و در این قسمت ما زمانی عاشق فرد مقابل مان می شویم که شخصیت خودمان را در وی می بینیم. او فردی است که علایق و آرزوها و اخلاقی مانند ما دارد.
دست عشق از دامن دل دور باد؟
مي توان آيا به دل دستور داد؟
مي توان آيا به دريا حكم كرد: كه دلت را يادي از ساحل مباد؟
موج را آيا توان فرمود : ايست؟
باد را فرمود: بايد ايستاد؟
آنكه دستور زبان عشق را
بي گذاره در نهاد ما نهاد
خوب مي دانست
تيغ تيز را
در كفِ مستي نمي بايست داد...
![]()

منشين چنين زار و حزين
چون روي زردان
شعري بخوان،سازي بزن،جامي بگردان
ره دور و فرصت دير،
اما شوق ديدار
منزل به منزل
مي رود با رهنوردان
آن كو به دل دردي ندارد
آدمي نيست
بيزارم از بازار اين بي هيچ دردان!
پ.ن: دوتا وبلاگاي ديگمم آپن!

خوشحال ميشم اگه سربزنين
:
به دنبال دل www.unknown-lo0over.blogfa.com
ستاره قطبي www.snow-star.blogfa.com
برآن سرم که ننوشم می و گنه نکنم
اگر موافق تدبیر من شود تقدیر
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه بوفق رضاست خرده مگیر
من در آئینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم.
آه می بینم می بینم
تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی
من چه دارم که تو را درخور؟
-هیچ.
من چه دارم که سزاوار تو؟
-هیچ.
تو همه هستی من،هستی من
تو همه زندگی من هستی.
تو چه داری؟
-همه چیز.
تو چه کم داری؟
-هیچ.
حمید مصدق
(با تشکر از ساقی جون)
خاطرم نیست تو از بارانی
یا که از نسل نسیم
هرچه هستی گذرا نیست هوایت،بویت
فقط آهسته بگو
با دلم می مانی...
صفحه قبل 1 صفحه بعد

آمار
وبلاگ:
